ميرزا شمس بخارايى
17
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
دربار سامانيان راه يافته بودند ، بر دربار چيره گرديده سرانجام فروپاشى سامانيان را سبب شدند . غزنويان ، قراختاييان ، سلجوقيان و خوارزمشاهيان تركانى بودند كه تا چيرگى مغولان در ايران ، فرمانروايى داشتند . تاريخ بسيار آشفتهء تركان را كه طى آن جنبشهاى دينى و سياسى در برابر يكديگر قرار گرفتند و عليه يكديگر فعاليت مىكردند ، نمىتوان به اختصار نقل كرد . با اين حال بايد ياد آور شد كه در خراسان و ماوراء النهر گونهاى « مقاومت منفى » در برابر تركان وجود داشت ، و آن عدم تن در دادن به نابودى آثار و انديشههاى ملى و فرهنگ قومى و از ديگر سوى آشنا ساختن استيلا گران با زبان و ادب پارسى و رسوم ايرانى - اسلامى بود . پس از يورشهاى خانمانسوز مغولان و تاخت و تازهاى ويرانگر امير تيمور گوركان ، خراسان و ماوراء النهر بتدرج رو به آبادانى نهاد . تيمور با كوچاندن هنرمندان ، شاعران و دانشمندان وابسته به دربار اميران محلى ، كه از كشتار وحشيانهء او جان سالم بدر برده بودند ، نام سمرقند را كه زادگاه وى بود ديگر بار در ادب و فرهنگ زنده داشت . در دوران تيمورزادگان ، شهرهاى خراسان و ماوراء النهر به جهت غناى فرهنگى و رونق امور مادّى تجديد حيات كرد و از هر ديدگاه به كانون فرهنگ و ادب مشرق زمين مبدّل گرديده و از همين سبب است كه از آن دوران به « رنسانس » عهد تيمورى ياد كردهاند . رنسانس تيمورى كه به همّت سلطان حسين بايقرا و وزير دانشمند او امير على شير نوايى شروع شد ، ديرى دوام نيافت . در سال 903 ه . ق / 1497 م ، كه واپسين سالهاى فرمانروايى سلطان حسين بايقرا در خراسان بود ، دولت تيمورى خرد خرد رو به سستى و گسستگى نهاد . همزمان با فرمانروايى سلطان حسين بايقرا ، شاه اسماعيل صفوى در تبريز به قدرت رسيد و محمّد خان شيبانى در ماوراء النهر قوّت گرفت و بار ديگر ماوراء النهر و خراسان ميدان تاخت و تاز و يورش تركان صفوى و اوزبكان شيبانى قرار گرفت . شاه اسماعيل فرزند شيخ حيدر در سال 905 ه . ق / 1499 م ، به پيشوايى قزلباشان رسيد . او مذهب تشيّع را كه هم با روح ايرانى سازگار بود و هم ايران را از نظر فكر و ملّيت در برابر انديشهء خلافت - كه از سوى فضل اللّه بن روزبهان خنجى احيا شده بود -